غدیریان

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت.

غدیریان

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت.

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/
غدیریان

آن زمان که علی (ع) بر ساقه بازوان پیامبر شکفت، دانه های خشم در خاک دل دشمن، سرباز کرد.
پیامبر، شاید سخن تازه ای نگفت، سرّ مکنونی را فاش نکرد و راز سر به مهری را نگشود.
آنچه را که به رمز و کنایه در اینجا و آنجا فرموده بود با جامهای شفاف صراحت به گوش تک تک مردمان ریخت، همه مردمان.
و این برای دشمن سنگین بود و شکننده.
ممکن بود«انت منّی بمنرلة هرون من موسی الا انّه لانبی بعدی» را که همه کس نشنیده بود، به تعبیری دیگرگونه قلب کرد.

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معاویه» ثبت شده است

۱۲
بهمن

روزی عمروعاص به معاویه گفت: حسن بن علی مردی است که به زیور حیا آراسته است. مصلحت آن است که به او بگویی به منبر برود و مردم را موعظه کند. شاید وقتی به او توجه کنند حیا مانع او شود و از سخن گفتن عاجز شود. و این باعث تحقیر او گردد.معاویه بنا به توصیه عمروعاص به امام حسن علیه‏السلام گفت: دوست دارم که بر منبر روی و مردم را به اوامر الهی ترغیب و از معصیت خدا بترسانی. حضرت قبول فرمودند: و به منبر رفتند و حمد الهی و درود رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به جای آوردند و فرمودند: هر کسی که مرا می‏شناسد و یا نمی‏شناسد بداند که من حسن بن علی بن ابی‏طالبم و پسر دختر رسول خدایم. منم فرزند رسول
خدا، منم پسر نبی منذر، منم پسر رسول مبشر، منم نور دیده خیرالنبیین، من فرزند رسول الثقلین، من فرزند بهترین موجودات،منم فرزند خواجه کائنات، منم پسر امیرالمؤمنین، من فرزند امام المتقین، منم فرزند صاحب فضائل، منم صاحب رکن و مقام، منم صاحب مکه و منی، منم صاحب زمزم و بطحا.

  • مریم سادات خطیبی
۰۴
مرداد

صلح امام حسن مجتبی (ع) با معاویه به عنوان قله اقدامات سیاسی حضرت که در نهایت مظلومیت در تاریخ اقتدار ولایت را به رخ می کشد، همواره از سوی شخصیت های مختلفی مورد کنکاش قرار گرفته است. در کلام حاضر این واقعه را از منظر نگاه شهید مطهری (ره) بررسی می کنیم.
به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری به نقل از آوینی، به طور کلى - و هم تاریخ اسلام نشان مى دهد - که براى امام و پیشواى مسلمین ، در یک شرایط خاصى جایز است - و احیانا لازم و واجب است - که قرار داد صلح امضاء کند ، همچنان که پیغمبر اکرم رسما این کار را در موارد مختلف انجام داد ، هم با اهل کتاب در یک مواقع معینى قرار داد صلح امضا کرد و هم حتى با مشرکین قرار داد صلح امضا کرد ، و در مواقعى هم البته مى جنگید . و بعد ، از فقه اسلامى کلیاتى ذکر کردم و به اصطلاح استحسان عقلى عرض کردیم که این مطلب معقول نیست که بگوییم یک دین یا یک سیستم ( هر چه مى خواهید اسمش را بگذارید ) اگر قانون جنگ را مجاز مى داند معنایش این است که آن را در تمام شرایط لازم مى داند و در هیچ شرایطى صلح و به اصطلاح همزیستى ، یعنى متارکه جنگ را جایز نمى داند ، کما این که نقطه مقابلش هم غلط است که یک کسى بگوید اساسا ما دشمن جنگ هستیم به طور کلى و طرفدار صلح هستیم به طور کلى . اى بسا جنگها که مقدمه صلحِ کاملتر است و اى بسا صلحها که زمینه را براى یک جنگ پیروزمندانه ، بهتر فراهم مى کند .
  • مریم سادات خطیبی