غدیریان

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت.

غدیریان

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت.

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/
غدیریان

آن زمان که علی (ع) بر ساقه بازوان پیامبر شکفت، دانه های خشم در خاک دل دشمن، سرباز کرد.
پیامبر، شاید سخن تازه ای نگفت، سرّ مکنونی را فاش نکرد و راز سر به مهری را نگشود.
آنچه را که به رمز و کنایه در اینجا و آنجا فرموده بود با جامهای شفاف صراحت به گوش تک تک مردمان ریخت، همه مردمان.
و این برای دشمن سنگین بود و شکننده.
ممکن بود«انت منّی بمنرلة هرون من موسی الا انّه لانبی بعدی» را که همه کس نشنیده بود، به تعبیری دیگرگونه قلب کرد.

بحر در ساغر گرداب نگنجد هرگز

سه شنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۴۳ ب.ظ

ای کسی که چشم روزگار و زندگی به چشمان مظلوم توست‏
ای کاش ما نیز در کوچه‏ های کوفه با تو بودیم‏
ای کاش در رکاب تو با جماعت جاهل جمل می‏بودیم و می‏جنگیدیم‏
ای کاش در صفین در صف با صفا تو می‏بودیم‏


و ای کاش در تنهائیت، زمزمه‏ های شبانه‏ ات، همانند کمیل و میثم و مقداد هم قدمت می‏ بودیم.
شاید اگر آن روزها می‏ بودیم این قدر نمی ‏سوختیم.
و هزاران ای کاش‏های دیگر؛ که جگر ما را پاره پاره کرده است.
اللهم یا شاهد کل نجوا و موضع کل شکوی ‏
جماعت جاهل و غافل با تو چها که نکردند کار را به آنجا رساندند که فرمودی: خدایا این جماعت مرا بیچاره کردند.
به خداوندی خداوند سوگند، دل آب از غصه‏هایت آب شد و قلب آتش کباب به قول پیر، پیرو، پایدار، خمینی:
ما را رها کنید در این رنج بی‏حساب - با قلب پاره پاره و با سینه‏ای کباب و درود خداوند بر آن مرد خدایی باد!
که آه نامه آتشینش در خطبه شقیقه در سینه سخن پنهان گشت.
در نهج البلاغه‏اش عنان بیان به دست کیست؟
به دست غم و غصه‏های او
براستی او با توسن سخن به کجا می‏تازد؟ به دیار غربت و تنهایی به نخلستانها و چاههای پر درد کوفه‏
بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او - به سمع پادشاه کامکار ما نرسد
آیا کسی بود یا هست که سخن او را دریاب، و خویشتن خویش را در فضای معطر مطهر او گم کند.
به ادعا نتوان شیعه بود، شیعه کسی‏ست - که پای خود بگذارد به جای پای علی (5)
آیا براستی در بیت الاحزان فاطمه علیهاالسلام زمزم جاری و جاوید اشکهای زهرا علیهاالسلام، جزء برای غم مظلومی علی جاریست؟
زهرا جان؛ این نوشته‏ها را از اول برای خرسندی تو نوشتم (6) برای زنی که غصه‏دار غریبی، مرد تنها مدینه است.
مدینه بعد از نبی صلی الله علیه و آله و سلم‏
زهرا جان!
هر چه بر سر دلم می‏کوبم، آرام نمی‏گیرد بر آن یتیم‏نواز عرب، علی مرتضی بفرما بر این یتیم بیچاره‏ای که زمین خورده شیطان و نفس است دستی از سر لطف بر کشد.
زهرا جان!
به خدای تو سوگند! قلبم قبله‏ای جز تو ندارد
ای قبله من قبر تو کجاست؟ برای تو نالیم یا از برای همسرت؟
زهرا جان!
این سر پرغوغا و ناآرام ما پرچم ارادت به توست که بر نیزه‏ی تن ناله کنان چون شمع بقیع می‏سوزد.
و امید اینکه روزی به عشق آل فاطمی بر چوبه‏دار سرافراز و لاله گون، آرام گیرد.
زهرا جان!
وجود ما از خاک، پاک فرما
روی دشمنانش سیاه و جانم به فدایش و لعنت خدا بر ظالمان آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم‏

  • مریم سادات خطیبی

بحر

ساغر

علی (ع)

گرداب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی