غدیریان

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت.

غدیریان

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت.

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/
غدیریان

آن زمان که علی (ع) بر ساقه بازوان پیامبر شکفت، دانه های خشم در خاک دل دشمن، سرباز کرد.
پیامبر، شاید سخن تازه ای نگفت، سرّ مکنونی را فاش نکرد و راز سر به مهری را نگشود.
آنچه را که به رمز و کنایه در اینجا و آنجا فرموده بود با جامهای شفاف صراحت به گوش تک تک مردمان ریخت، همه مردمان.
و این برای دشمن سنگین بود و شکننده.
ممکن بود«انت منّی بمنرلة هرون من موسی الا انّه لانبی بعدی» را که همه کس نشنیده بود، به تعبیری دیگرگونه قلب کرد.

اقیانوس کرامت

پنجشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۲۸ ق.ظ

ستاره‏ های سو سو زن، در آسمان رمضان، نشسته بودند و ماه کاملِ درخشنده را تحسین می‏کردند. ناگاه، بارقه‏ ای از زمین به پشت آسمان درخشیدن گرفت.
از آن بالادست دور، از آن ملکوت اوج گرفته، ستاره‏ها دیدند که در زمین، ماه نورسیده‏ای در قنداقه متبرکش؛ به سمت آسمانیان لبخند می‏زند. دیدند که آغوش فاطمه، شکلی مادرانه به خویش گرفت و آن ماه منیر را به سینه فشرد و دیدند که مهتاب، از شرم آن رخساره روشن، سر در ابرها فرو کرد.

خدایا! این چه شبی است که جای آسمان و زمین عوض شده... که ماه در زمین نشسته و به سمت آسمان، رخساره نشان می‏دهد! 
ستاره‏ ها، از تلألؤ خود دست کشیدند و مبهوت به تماشا ماندند و حسرتی ممنوع، سرا پایشان را فراگرفته است؛ حسرتی به رنگ یک آرزو؛ آرزویی که زیر لب زمزمه می‏کرد: ای کاش من ستاره این ماه سپیدبخت بودم و اطراف او، در طوافی ابدی سو سوی خویش را شب و روز عرضه می‏کردم.
سلام بر اقیانوس کرامت! 
سلام بر لحظه‏هایی که تو را آوردند! 
سلام بر آغوش «کوثر»، که با رسیدن تو مادرانه شد! 
سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد! 
سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد! 
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی! 
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاسته و مقدر است که در روزگارانی نه چندان دور، وارث تمام صبر فاطمی و عدل علوی، در زمانه بی‏حیدر، امیرالمؤمنین باشد و زخم‏ها و طعنه‏های روزگار را جز به سکوت، پاسخی بر زبان نیاورد!
به بهشت، منسوبی
گهواره‏ای معصوم، گوش به لالایی مادرانه زهرا سپرده است و خواب روزگاران در راه می‏بیند.
تاریخ، پشت سر این گهواره ایستاده و چشم‏انتظار قد کشیدن اوست، تا کریم اهل بیت علیهم‏السلام و سفره اطعام همیشگی مدینه را با چشم‏های خویش ببیند؛ تا دستان صلح عدالت را نظاره‏پ کند که در ازدحام بیعت‏های شکستنی، تنها به جا می‏ماند و با شمشیر فرو خفته در نیام، با شمشیر خون نریخته، تزویر کفر را برملا می‏کند.
آه، ای فرزند نهج البلاغه و فدک؛ ای نواده قرآن و شق‏القمر؛ ای برادر کربلا و عطش! با این همه قرابت و خویشاوندی، با این همه سلسله‏وار عزت که تو را از هر سو در برگرفته، تو از هر طرف به بهشت منسوبی، با تو، تمام مسیرها، به ابدیت بهشت می‏رسند.

 منبع : پایگاه اطلاع رسانی امام مجتبی (ع)

  • مریم سادات خطیبی

نظرات  (۱)

سلام چه متن زیبایی . التماس دعا 
پاسخ:
متشکرم 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی